... ای کاش ...


نمی توانم جلوی لبخند خود را بگیرم
گاهی خنده بیخ گلویم را می گیرد.
آخرش هیچ کس نفهمید ناخوشی من چیست.
همه گول خوردند!
<<صادق هدایت>>
... از کنار هم می گذریم هر روز
بی انکه بدانیم کیستیم . نه نشانی داریم . نه به دنبال نشان می گردیم
هر روز به هم لبخند می زنیم
و فکر . پشت این لبخندهای ساده . خنجر تیزی است که به دشمن می زنیم
که نه . هر لبخند دوستی نیست.
با هم زندگی می کنیم هر روز
در ظاهر . و نه از غم هم اگاهیم و تظاهر به کمک داریم
و کمک برای ما . منتی است که بر هم می گذاریم
در کنار هم می میریم . هر روز...
کاش می دانستی که چقدر از نوشتن برای تو خوشحالم !
دانستن این که کسی هست تا بغض هایت را در پاکتی برایش بفرستی انسان را در مقابل تمام تلخی ها و ناخرسندی ها رویینه می کند
دانستن این که کسی حرفهای تو را می خواند و امیدواری که تو را بفهمد
آرزو می کنی او همان کسی باشد که هنگام سقوط تکیه گاه تو شود و تو در هنگام سقوط او را دریابی .
آن کیست که بی جرم و گنه زیست؟ بگو
بی جرم و گنه در این جهان کیست؟ بگو
من بد کنم و تو بد مکافات کنی
پس فرق میان من و تو چیست؟ بگو
چی بگم که خیلی تنهام می دونی یاری ندارم
چی بگم که غیر غصه دیگه دل داری ندارم
خدایا دلم بد جوری گرفته
دیگه طاقت ندارم
نمی تونم حتی یه لحظه از ذهنم دورش کنم
سه ماه که منتظر یه لحظم
...
نمی دونم باید کجا پیداش کنم
پس چرا تا سه ماه پیش هر روز می دیدمش
خدا دیگه بسه دیگه بریدم
خدایا دیگه بسه ...


به نام یار
دنبال کسی می گردم که تاب نگاهم را داشته باشد. کسی که به شوق دیدن دو کبوتری که تازه لانه کرده اند کنار اتاقم، هر روز به خانه ئمان بیاید یا زنگ بزند احوالشان را بپرسد. دنبال کسی می گردم که هر از چند گاهی پیشنهاد بر مزار شاملو حاضر شدن را بدهد. دنبال کسی می گردم که اصرار کند سینما پارادیزو را با هم ببنیم. کسی که جمعه به جمعه با هم پیاده تا دامنه ی کوه برویم و به اولین چشمه که رسیدیم دست و صورتش را من با آب زلال و سردس بشویم. دنبال کسی می گردم که یک روز بعد از ظهر بی خبر سراغش بروم، ببرمش... با هم به مرغابی ها نان دهیم و از عشق بازی خرگوشهای بی پروا لذت ببریم.
دنبال کسی می گردم که نگاهم کند، نگاهش کنم و دیگر حرفی برای گفتن نماند.
دنبال کسی می گردم که کیفش، روسری اش و دستانش همیشه بوی گل مریم بدهد. کسی که هر شب خوابش را ببینم. دنبال کسی می گردم که بی آلایش بیاید بنشیند کنارم از خودش، من، احساستش و .. بگوید. دنبال کسی می گردم که سکوی پرتابش باشم. کسی که سکوی پرتابم باشد. به اطرافیانمان نگاه کن! چه بی عشق، بی شعر، بی ساز و بی موسیقی به زندگی!!! مشغولند. دنبال کسی می گردم که شعر و کتاب و ساز و موسیقی از من برایش مهم تر باشند.
دنبال یک نفر می گردم خسته، که بیاید یخ قلبم را آب کند.
دنبال کسی می گردم پرده از همه چیز بردارد. حجاب ها را کنار بزند. جسور باشد. بیاید بگوید آمدم تا که بمانم و بماند.
دنبال کسی می گردم که با صدایش از خواب بیدار شوم، به صدایش به خواب روم...
کسی که تسبیحی برایش بگیرم، تسبیحی برایم بگیرد. کسی که اگر از ته دل خندید خوشحال شوم و اگر از ته دل خندیدم در پوست خود نگنجد. دنبال کسی می گردم گاه گاهی اذیتش کنم، شوخی کنم... کسی که موسیقی سه رنگ را بفهمد. دنبال کسی می گردم که چشمان پرنیان، غربت چشمهای منار نویس، بی آلایشی و خستگی لاله، صداقت نازی، عاشقی گلاله، سادگی طناز، دوتار نوازی مهدی، چشمان غریب الهام (شاگردم)، ماه مانا، منار آشنایی، مهربانی با آدمها، ساده زندگی کن ای ساده، سیاه مشق، بی سرزمین تر از باد، وبلاگ متروک، باران دل، رازیگر، کولی تنها، ستاره و .... را بفهمد.
دنبال یک نفر می گردم عاشقانه زندگی کند. لحظه لحظه اش پر باشد از دوستت دارم ها.
دنبال کسی می گردم که تاب نگاهم را داشته باشد. کسی که تاب نگاهم را، نگاهم را، نگاهم را، نگاهم را، نگاهم را، نگاهم را داشته باشد.
بانو، به دنبال تو می گردم.
(mahmana.persianblog.com)
کاش می دانستی که...
هنوز دلم با کسی نیست...
هنوز هم آن تنهاترینم...
کاش باز می توانستم بگویم..
دوستت دارم. 